تعطیلات آخر هفته
سلام مامان جون پنج شنبه هفته ای که گذشت منو و بابایی و پسری تصمیم گرفتیم بریم شمال و یه کمی هم تفریح کنیم و هم به یه سری از کارها رسیدگی کنیم برای همین صبح ساعت 8 راه افتادیم و از اونجایی که شما عاشق مناظر شمالی وقتی از خواب بیدار شدی و جاده رو دیدی مثل همیشه اقا پسرم کلی ذوق کرد و شروع کرد به جستجو تو طبیعت یه کم بعد هم بابا جون نگه داشت تا هم خودش خستگی در کنه هم پسر عسلی عشق مامان نمیدونی با چه ذوقی به کوهها و درختها و جنگل نگاه می کرد. الهی قربون نگاه کردنت بشم پسرم خلاصه اینکه موقع رفتن بدون اینکه آقا آراد ما رو اذیت کنه رسیدیم و بعد از اینکه آقا پسری شیرش رو خورد یه استراحت اساسی کرد. غر...












